✔✍
لیلی با من است
اورا در قصری میان ستارها بی صدا ارام در میهمانی مهتاب
خوابانیده ام
عاشقان از هجرت میگویند و پندارشان خیال است عاقبت به شعبده از استین سیاه شب بیرون میکشم اورا و جرعه جرعه از نهر زلال ماه برایم شعر می اورد
و صبح گاهان با تاجی اهورایی او تاج گذاری خواهم کرد ✔✍
اهورایی
برچسب:
نویسنده: ایلیا رضوانی
تمام غنچه ها برای باز شدن به نوازشت محتاجند
اهورایی ✔✍
برچسب:
نویسنده: ایلیا رضوانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا رضوانی